هشدار تبدیل جنگ با ایران به جنگ منطقهای

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ایران از زمان پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی با تهدیدهای متعددی روبرو بوده، موجهای متوالی فشارهای نظامی، اقتصادی و اجتماعی را متحمل و در برخی مراحل حساس تقریباً به سقوط نظام اسلامی و فروپاشی نزدیک شده است؛ هدفی که دشمنان برایش تلاش زیادی کردند و برای تحقق آن، تمام تواناییهای مادی و فناوری خود را به کار گرفتند و انواع جنگهای مستقیم و غیرمستقیم، هیبریدی و گاهی نیابتی را در داخل و خارج از خاک ایران انجام داده، ولی هیچ گاه موفق نبوده اند.
یکی از مهمترین تهدیدات پیش روی انقلاب اسلامی، هشت سال جنگ تحمیلی با رژیم بعث عراق بود
ایران در مواجهه با طیف مختلف تهدیدات
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی نظام شاهنشاهی، که مهمترین بازوی محور شرارت در منطقه به شمار میرفت، این انقلاب در معرض طیف گستردهای از کمپینهای فشار حداکثری قرار گرفته که به مواجهه انقلاب و مردم ایران با مشکلات بسیاری، به ویژه در بُعد اقتصادی منجر شده است. دشمنان از این مشکلات به عنوان سلاحی مرگبار با هدف سرنگونی نظام یا دست کم فرسودگی، تضعیف و ناتوانی آن در مقابله با حملاتی که در بسیاری از عرصههای داخلی و خارجی با آن مواجه است، استفاده کردهاند و میکنند.
در مواجهه با این حملات و برای مقابله با مجموعه چالشها، ایران چیزی را که بعدها به عنوان نظریه «تبدیل تهدید به فرصت» شناخته شد، رواج داد. به وسیله این نظریه، ایران کوشید تا توطئههایی را که علیه انقلاب اسلامی طرحریزی میشد، خنثی کند و تا حد امکان از مشکلاتی که در زمینههای مختلف با آن مواجه است، بهره ببرد و حتی آن را به فرصتی برای حرکت به سوی افقهای وسیعتر سازندگی و نوسازی تبدیل کند؛ چیزی که برای مقابله با محاصرهای که در آن قرار گرفته، به شدت نیاز دارد؛ محاصرهای که اگر بر ملت دیگری تحمیل میشد، آنها را فوری فرو میپاشید و نظام شان سقوط میکرد.
یکی از مهمترین تهدیدات پیش روی انقلاب اسلامی، هشت سال جنگ تحمیلی با رژیم بعث عراق بود که تنها یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و بدون پرداختن به جزئیات فراوان آن، چالشی وجودی برای نظام نوپای اسلامی ایجاد کرد که تنها چند ماه از روی کار آمدنش میگذشت.
در آن دوره، ایران از آماده نبودن نیروهای مسلح و نداشتن هیچ سلاح مدرنی که بتواند با دشمن مقابله کند، رنج میبرد؛ دشمنی که تمام امکانات دشمنان انقلاب و در رأس آنها آمریکا و دیگر کشورهای محور شرارت را در اختیار داشت. همچنین از بیثباتی اوضاع داخلی به دلیل فعالیت منافقین رنج میبرد که دهها ترور و نقض امنیت انجام دادند، در مرحلهای که دولت ایران به شدت به آرامش و ثبات نیاز داشت.
در مقابل ضعف تواناییهای نظامی و از دست دادن ثبات داخلی در آن زمان، انقلاب اسلامی ایران به دکترین ایدئولوژیک متوسل شد، همانطور که جنگ را «دفاع مقدس» نامید تا تمام انرژیهای ملت ایران را پیرامون خود بسیج کند و مانع از آن شود نیروهای ضد انقلاب از وضعیت جنگ برای تحقق اهداف شوم خود یعنی سرنگونی دولت و وارد کردن ضربه به نظام نوپا سوءاستفاده کنند.
تهدید دیگری که انقلاب اسلامی ایران با آن مواجه شد، رحلت امام خمینی (ره)، بنیانگذار انقلاب اسلامی بود که در برههای بسیار حساس از حیات جمهوری اسلامی رخ داد، جمهوری اسلامی ای که تازه از جنگ تحمیلی هشت ساله بیرون آمده بود؛ جنگی که در آن در معرض آزمونهای بیسابقهای قرار گرفت.
در واکنش به این رخداد غمانگیز برای حامیان انقلاب و جلوگیری از هرگونه پیامد منفی که امکان داشت حادث شود، روز پس از رحلت امام خمینی (ره)، آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) رئیس جمهور وقت به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی انتخاب شد که انتقال آرام قدرت را بدون هیچ مانعی تضمین کرد. علاوه بر این، قانون اساسی اصلاح شد و جایگاه و اختیارات سپاه پاسداران ایران را که به عنوان دیوار آهنینی دیده میشود که از دولت، نظام و ملت در برابر همه خطرات تهدیدکننده محافظت میکند، تقویت کرد.
سومین تهدیدی که انقلاب اسلامی ایران با آن مواجه شد، محاصره و تحریمهای اقتصادی مداوم و بیوقفه بود که محور شرارت به وسیله آن در پی سرنگونی نظام یا دست کم سوق دادن آن به عقبنشینی و مشغول شدن به اوضاع داخلی و مشکلات اقتصادی خود بود.
ایران بیش از چهار و نیم دهه در تلاش برای تبدیل تهدید به فرصت، راهبردی تدوین کرد که بعدها به «اقتصاد مقاومتی» معروف شد و به وسیله آن تلاش کرد با طیف وسیعی از مشکلات مقابله کند و تأثیر تحریمها بر انسجام ملی را کاهش دهد.
راهبرد «اقتصاد مقاومتی» بر مبنای اصل خودکفایی با تمرکز بر تقویت تولید داخلی، تولید جایگزین برای کالاهای وارداتی و تنوعبخشی به صادرات با افزایش اتکا به صادرات غیرنفتی مانند محصولات پتروشیمی، برق و خدمات فنی، علاوه بر حمایت از پروژههای دانشبنیان بود که به وسیله آن «اقتصاد دانشبنیان» تقویت و فناوری داخلی در زمینههای دفاعی، صنایع دارویی و پهپادها توسعه یافت. ایران همچنین اتحادهای آسیایی خود را تقویت و روابط اقتصادی و راهبردی قوی با کشورهایی مانند چین، روسیه و هند برقرار کرد تا فشارهای غرب را خنثی کند. علاوه بر این، تجارت با کشورهای همسایه مانند عراق، ترکیه و امارات را گسترش داد که دسترسی به ارزهای معتبر و کالاهای اساسی را تسهیل میکرد.
سقوط دولت بشار اسد در سوریه که بسیاری آن را «عقبنشینی راهبردی» برای جمهوری اسلامی ایران تلقی کردند، تهدیدی واقعی برای پروژه نفوذ ایران در منطقه و اساساً مبتنی بر محاصره همه جانبه رژیم صهیونیستی ازجمله از سمت سوریه بود. سوریه همچنین یکی از مهمترین کریدورهای زمینی است که ایران را با متحدانش در لبنان و حتی فلسطین مرتبط میکند.
ایران با وجود اهمیت و حساسیت تغییر نظام سوریه، با آرامش قابل توجهی با آن برخورد کرد. این اقدام ایران خیلی زود، چند روز قبل از سقوط اسد انجام شد، زیرا مستشاران و دیپلماتهایش را که در دمشق کار میکردند، خارج و سپس با مواضع سیاسی روشن و صریح، احترام خود را به اراده مردم سوریه، قصدش برای مداخله نکردن در امور داخلی دمشق و احترام به وحدت سرزمینی سوریه اعلام کرد. همچنین نشان داد مواضع خود را درباره دولت موقت سوریه بر مبنای رفتار آینده آنها بنا خواهد کرد.
در عمل، ایران به دلیل احتمال اینکه برخی نیروهای متخاصم از خلأ موجود در سوریه سوءاستفاده کنند، به عراق بروند و سپس به خاک ایران حمله کنند، به تقویت امنیت در مناطق مرزی خود با کشورهای همسایه، به ویژه با عراق روی آورده است.
ایران حملات سایبری شدیدی را علیه زیرساختهای صهیونیستی آغاز کرد و دهها عملیات امنیتی به وسیله سازمانهای اطلاعاتی علیه جاسوسان موساد انجام داد
ایران صهیونیست ها را غافلگیر کرد
سال گذشته ایران با تهدید جدید و قاطعی روبرو شد، زیرا مورد حمله گسترده رژیم صهیونیستی قرار گرفت که تأسیسات حیاتی نظامی را هدف قرار داد و به شهادت دهها نفر از بهترین فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای، علاوه بر تخریب چند مقر فرماندهی، کنترل و تأسیسات پدافند هوایی متعلق به ارتش و سپاه پاسداران منجر شد. این تجاوز خائنانه که بعداً به مداخله مستقیم آمریکا به وسیله هدف قرار دادن سایتها و تأسیسات هستهای ایران گسترش یافت، با ترکیبی از واکنشهای گسترده نظامی و دیپلماتیک از سوی ایران مواجه و 12 روز پس از آغاز تنش، به آتشبسی نانوشته و سرنوشتی باز منجر شد.
از نظر نظامی، ایران به گونهای پاسخ داد که دشمن را غافلگیر کرد، ادعاهای صهیونیست ها را مبنی بر کنترل بر روند نبرد در هم شکست و به افسانه نفوذناپذیری سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین و سامانههای دفاع هوایی آمریکا و کشورهای منطقه پایان داد و به شدت به آنها آسیب زد. ایران بیش از ۵۵۰ موشک بالستیک دوربرد شلیک و بیش از یک هزار پهپاد تهاجمی هدایت کرد که همگی مقرهای نظامی و زیرساختهای اقتصادی رژیم صهیونیستی را هدف قرار دادند. ایران همچنین پایگاه العدید قطر را که بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه به شمار میرود، هدف قرار داد که بسیاری آن را دلیل اصلی توقف جنگ دانستند.
به موازات آن، ایران حملات سایبری شدیدی را علیه زیرساختهای صهیونیستی آغاز کرد و دهها عملیات امنیتی به وسیله سازمانهای اطلاعاتی علیه جاسوسان موساد انجام داد که شامل دستگیری بیش از 50 مزدوری بود که برای دشمن صهیونیستی کار میکردند. این علاوه بر اقدامات دیپلماتیک فشرده وزارت امور خارجه ایران است که به وسیله آن موضع خود را درباره تجاوز برجسته کرد و درستی رویکرد تهران را در برخورد با تجاوزات نشان داد.
علاوه بر تهدیدهای قبلی، ایران در برهههای دیگری نیز با چالشهای جدی روبرو بود، مانند ترور سردار شهید قاسم سلیمانی در نزدیکی فرودگاه بغداد، شهادت آیت الله سیدابراهیم رئیسی رئیس جمهور سابق ایران در سقوط بالگرد و پیش از آن نیز ترور دهها دانشمند هستهای. ایران با همه این فراز و نشیب ها با همان منطقی برخورد و به وسیله آن تلاش کرد تا خسارات را جذب و تا حد امکان جبران کند و سپس به سمت بهرهبرداری از آنچه اتفاق افتاده برای تقویت قدرت و حضور خود، علاوه بر توسعه و نوسازی قابلیتها در ابعاد و زمینههای مختلف حرکت کند.
آمریکا و تهدید به جنگ
در هفتههای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با تهدیدی تقریباً منحصر به فرد روبرو شده است، زیرا اعتراضات داخلی و بحق مردم با ماهیت اقتصادی با اقدامات تروریستی و خرابکاری خدشهدار شد. در این میان آمریکا آشکارا از اغتشاشگران حمایت و ایران را به حمله جدید تهدید کرد و متعاقباً نیروهای نظامی آمریکا را در داخل و اطراف خلیج فارس افزایش داده است.
تاکنون نمیتوان با قطعیت گفت تهدیدات آمریکا میتواند به جنگ مستقیم تبدیل شود و نمیتوان با قطعیت درباره حجم، دامنه و پیامدهای آن در صورت وقوع اظهار نظر کرد. با وجود این، طبق بسیاری از تحلیلها و دادهها، فرضیه وقوع جنگ بسیار بالاتر از احتمال کاهش تنش است، گرچه مورد دوم با توجه به ترس بسیاری در منطقه و جهان از پیامدهایش، ممکن و شدنی است.
با توجه به این تحولات، رهبر انقلاب اسلامی با آرامش و خردمندی با هر رخدادی برخورد میکند و در دام جنگ روانی عظیمی که علیه ایران به راه افتاده تا آن را به سمت گامهای بالقوه متشنج سوق دهد، نیفتاده است. ایران با تمام ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ تلاش میکند و همزمان، آمادگی رزمی خود را به بالاترین میزان میرساند تا در صورت وقوع جنگ، با آن مقابله کند.
تهدید فعلی که ایران با آن مواجه است، امکان دارد دشوارتر از گذشته به نظر آید، زیرا برای نخستین بار شاید وارد رویارویی نظامی سنگین با قدرتمندترین کشور جهان و این رویارویی میتواند به رویارویی منطقهای تبدیل شود که بیشتر جغرافیای منطقه را دربر میگیرد.
معتقدیم تجربیات گذشته جمهوری اسلامی ایران که در آن با چالشها و تهدیدهای متعددی روبرو بوده است، میتواند به عنوان سنگری عمل و همه توطئهها را خنثی و همه نقشهها را نقش بر آب کند و حتی میتواند فرصتی برای حرکت به سمت تحکیم ارکان حاکمیت نظام اسلامی، چه در داخل و چه در خارج و جبران برخی خساراتی باشد که این کشور بزرگ به ویژه در ماههای اخیر متحمل شده است.